|
قنوت اشعار من
| ||
|
با چشم هايت ساعتي كنارم بيا زودتر از روشن شدن چراغ قرمز [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:27 ] [ پاكدهي ]
گل ميخك تو مرا ميخ كوب ديوار كرد چه زيباست نقاشي خدا ! [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:40 ] [ پاكدهي ]
عادت كرده ام
خم ابرويت را نازك ببينم
قلب آدم ها چه زود مي چسبند به نازكي [ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 7:42 ] [ پاكدهي ]
من باران مي بينم كه مي ريزد از ناودان كه از شاخه هاي درخت نوشته هايم را خيس مي كند و تمام مي شود خواب و خيالم .. [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 8:6 ] [ پاكدهي ]
امروز
بوسه هام تمامي ندارند يكي پس از ديگري براي تو متولد مي شوند .. [ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 8:4 ] [ پاكدهي ]
وقتي دلت آب مي شه كه پشتت يك دريا پر از ماهي
چرا هميشه خيسي ؟! [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 8:30 ] [ پاكدهي ]
روزهات شيرين و شيرازي
تازه قد شكوفه هاي نارنج
شب هات تا دير وقت مهماني دريايي تا لب هاي ساحل
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 8:37 ] [ پاكدهي ]
وقتي تنت را به بهار مي زني
گل مي شوي گل
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 9:51 ] [ پاكدهي ]
دستت رو مي فرستي براي من بنويسه بنويسه كه بهار اومده ديدم ديدم چقدر سبز شده ناز شده شكوفه ها به سلامتي در اومدن اما نه بزار شكوفه ها بيشتر وا بشن يه باغ كمه بزار تموم شهرمون شكوفه بارون بشه بزار رودخونه ها پر آب بشن درخت ها جون بگيرن مردم پولي .. چيزي بگيرن كي مي خواي به دل آدم ها نگاه كني ! من هنوز توي برفم اون يكي اسير هواي سرده نه نمي گم كيا بودن كيا هستن همينا كه هستن خدا رو شكر بزار يه كمي ديگه دل مون قرص بشه ماه بشه بزار پرنده ها بالي تكون بدن لونه اي بسازن شايد هم چند تا جوجه توي لونه شون پيدا بشه بزار زنبيلمون پر از فانوس بشه خدا مي دونه دلم براي آسمون آبي تو تنگه براي جيك جيك پرنده هات تنگه براي دونه دونه گل هاي وحشي روي كوههاي بلندت تنگه بهار جون درسته كه ماسه ها نرمن امواج پر صدان اما بهار تو همه ي دلبستگي مني نرم تر پر صداتر شيرين تر جنگل سبز تو رو مي خوام كوههاي بلند تو رو مي خوام رقص پرندگانت رو توت وحشي شكوفه و گل هاي وحشي تو رو مي خوام نيازي به شومينه و قهوه نيست خودت اونقدر گرمي اونقدر گرم كه من دستپاچه م براي نشستن كنار تو دستپاچه م براي بوسيدنت براي به آغوش كشيدنت و رها شدن در تمام تو ..
عيدتون مبارك
عكس يه روستا از طرفاي خودمون كه پر از فصل بهاره
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 8:20 ] [ پاكدهي ]
يكبار ديگر حس دويدن مي گيرم به كجا خدا مي داند !
پي نوشته : همه چيز با رسيدن بهار طعم خوب مي گيره پرنده ها به آسمون طعم پرواز مي دن دست ها به كاغذ طعم صدا عاطفه به دل ها ، يك گل .. يك لبخند كه هر روز وا مي شه كه هر روز سر مي خوره روي صورت مون [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 8:23 ] [ پاكدهي ]
دلت بهانه كرده براي يك روز كودكي مي دانم گاهي هوس بازي كردن و بوسيدن مي كني گاهي هوس يك دل سير خنديدن راه رفتن چرخيدن و گاهي شلپ توي آب پريدن
دلت هر بهانه اي كه مي كند خوب است من هم شريك يك روز بهانه هاي تو بگذار با هم توي زنبيل مان ستاره پر كنيم بگذار باهم با نردبان همسايه ماه بچينيم بگذار خورشيد كنار ديوار حياط مان لاي شاخه ها بماند بگذار من تو و تمام هستي مان همين امروز و روز ديگر كه از سفر آمدي بين پنجره هايمان تقسيم شود ..
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 8:38 ] [ پاكدهي ]
براي رسيدن نه هوا مي خواهي نه پناه كمي سيب باش سيب سرخ و شيرين .. [ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 10:0 ] [ پاكدهي ]
چترم را دور انداخته ام هميشه قصه هاي خيس خوش عطر ترند
پي نوشت : اين روزها براي چشم هاي من دعا كنيد .. [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 8:21 ] [ پاكدهي ]
براي تو براي من خدا دستي تكان مي دهد شايد هم ابري باراني برفي باريد تا زير چتر يكي شديم
پي نوشت : حوالي آسمان اين شهر تنها خيسي ، نرمي وسردي برف حس مي شه در انبوه سپيدي آهسته آهسته سرما مي نوشم
[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 7:55 ] [ پاكدهي ]
از گنجشكان كوچه التماس كردم بوسه هاي مرا صبح به صبح به تو هديه دهند وقتي نگاهشان مي كني وقتي قدم مي زني توي كوچه .. [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 7:57 ] [ پاكدهي ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||