احساست را بيهوده درگير مكن
در وبلاگ من
هيچ شعري سر از اكس پارتي در نمي آورد
تا چيزي نوش جان كني
براي از كف دادن
با تابي كه خدا
در سقف سينه ام آويخته
جاي خنده
در دل كم خلق تان
غم ، قرض مي كنم
تا به ياد آوري
گل هاي سرخ
با غم زنده اند
به من چه اصلن !
"مي خواهي لبريز ،عطر و بوسه شوي "
از من گفتن ..
به وبلاگ ديگري برو
اينجا پر از غم است

